امروز گل کلم خریده بودم و اوردم که پاک کنم و بعدم خردش کنم حالا واکنشهای ریحانه به گل کلم خیلی جالب بود:
ریحانه: ماماننننننننننننن چه خوشششششششششگله شبیه گوسفنده!
=اره عزیزم مثل گوسفندای پشمالو!
-حالا با دیدن برگهای سبز کلم: وای مامان اینا چقدر مثل کاهوه!
- و بعد از خرد شدن کلم: ااااااااااا مامان مثل دسته گل عروس خانوما شده!
جانمی تو این گل کلمه شبیه همه چیز بود جز خودش!
قبلا گفته بودم که ریحانه یه خاله شادونه به تمام معناس؟! الان که دیگه خیلی ماهرانه تر اجرا میکنه .....
اما یه نفر دیگم اضافه کنید ..مجری برنامه تا*زه ها ..... دیدین که چقدر سریع برگها رو زیرو رو میکنه و صحبت میکنه و از مهمونشون سوال میپرسه؟ یعنی حتی کلمات قلمبه ش هم ریحانه میگه درست مثل خودش!
حیف که نمیذاره فیلمشو بگیرم!
چند روز پیشا که خواهرم دیدش میگفت وقتی حواسش نبود.......(صحبتشو نیمه تموم گذاشتکه یعنی فیلم بگیرم) ریحانه خودش گفت چیکار کنه فیلم بگیره؟ ضبط کنه؟؟؟؟؟؟
و صدای خنده ما که بلند شد!
ریحانه گلم از امروز تا 4 ساله شدنت فقط 1 ماه فاصله هست و من لبریز از شادی به خاطر حضورت به خاطر بزرگ شدنت به خاطر همه لطف خدا در حق ما .....
هر چند که از شنیدن خبر قبولی من حسابی تو هم رفتی و دلت گرفت فکر کنم فهمیدی که وقتم کمتر میشه اما میدونم که دختر عاقلی هستی و منو همراهی میکنی.... مامان خیلی دوستت داره 777 تا!
اونقدر ننوشتم که انگار اینجا رو فراموش کردم .. بخشید دیگه ... تلفن خونه چند روزه که وصل شده ...
ولی خب فرصت نشد بیام و بنویسم ...
نماز و روزهاتون قبول و دعاهاتون مستجاب ان شاالله ....
ببخشید اگر کامنت نمیذارم .... فرصتم کمه ولی سعی میکنم وبلاگا رو بخونم !
ریحانه نشسته و داره کتاباشو میخونه .... چقدر دنیای بچه ها پاک و قشنگه چقدر ذهنشون خلاقه !
چه داستانایی از خودش میسازه .... گاهی میشینه و با عروسکاش حرف میزنه و بعدش به جای اونام جوابشونو میده یه مدلش این بود:
ـخب عروسکای خوشگلم من دارم میرم خونه مادر و خاله اینا چند روز دیگه میام باهاتون بازی میکنم ...
ـنه ریحانه نرو ما دلمون برات تنگ میشه اخه تنها میشیمممممم....![]()
![]()
امروز ریحانه ۴۶ ماهش تموم شد .... یعنی فقط دو ماه تا ۴ سالگی فاصله داره و من هنوزم باورم نمیشه که اینهمه سریع میگذره ....
سلام
بعد از اینهمه مدت کوتاهی و ننوشتن خیلی سختمه که بخوام بنویسم از ریحانه .... راستش هم به دلیلی که خیلی از دوستان میدونن سرمون شلوغ بوده ..چون دنبال خریدن خونه بودیم و هم اینکه از عید ریحانه اخلاقش خیلی تغییر کرده بود و اونقدر بهانه جو لجباز بود که دلم نمیخواست بیام و از از رفتاراش بنویسم.اما شکر خدا الان بهتره و اوضاع هم عادی شده نسبتا .
یک علتش خب این بود که من شروع به درس خوندن کرده بودم و ریحانم دلش نمیخواست که ذره ای از اون توجه 24 ساعته من نسبت بهش کم بشه .حتی یادمه یک روز که داشتم درس میخوندم از خواب بیدار شد اومد بالا سرم و با قیافه حق به جانب گفت مگه من نگفتم دیگه حق نداری درس بخونی ؟؟؟؟؟؟؟؟ بازم که کتاباتو باز کردی !!!!!!!!!!
خلاصه که برنامه ها داشتیم باهاش ... الان کمی اوضاع آرومتره و ریحانم شوق و ذوق رفتن به خونه جدیدو داره ....
دیدم اونجا هنوز خط تلفنش وصل نیست و ممکنه باز هم مدت طولانی نتونم بیام و بنویسم امروز همت کردم نوشتم!
راستی یه سوال ..ریحانه با دورو بریای خودمون رابطه خوبی داره و مثلا تلفنی خیلی خوب با همه صحبت میکنه اما همین که کسی رو از روبرو ببینه سلام نمیکنه و من از این بابت خیلی ناراحت میشم ...این اقتضای سنشه؟ یا اینکه راه حلی هست براش؟
خونه خودمون آپارتمانیه و واحد روبروی ما هم یه دختر داره که تا امروز که برای تمیز کردن و آماده کردن خونه میرفتیم ریحانه باهاش ارتباط خوبی برقرار کرده و تقریبا تمام بازیهایی که به تنهایی انجام میده رو همراه زهرا انجام میده .. خدا رو شکر که بالاخره یه دختر تو این دنیا پیدا شد که همبازی دخترک من بشه!
راستی جمعه ای که گذشت ریحانه 3 سال و 7 ماه رو تموم کرد.....
چند تا عکس اخیر ریحانه! برای دیدن عکسا روش کلیک کنید ...
سلام
۱۳۸۸ تا سلام
سال نو مبارک
امیدوارم امسال براتون پر از خیر و شادی و برکت باشه ....
و همین طور عید خوبی رو گذرونده باشین ...
ما هم شکر خوبیم ....
ریحانه هم امسال خیلی بیشتر و بهتر عید و درک کرد و حسابی لذت برد و شاد بود ..
سلام
حال همگی که خوبه ایشالا؟! خدا رو شکر
ما هم خوبیم ..خوب و شاد و سرحال ازباریدن بارونی که هوا رو لطیف و دوست داشتنی کرده .... ریحانه من 22 بهمن سه سال و سه ماهه شد .
حالا اینکه این عزیز دلمون چه قدر شیرین شده و دلبر بماند ..چند روز پیش یه کتاب براش گرفتم که درباره نعمت بارون و فایده هاشه و تشکر از خداوند به خاطر این نعمت .. من و بابایی براش خوندیمش و حالا امروز که با بابایی رفتن بیرون برای خرید به باباش گفته : بابا میدونی این بارون خیلی خوبه ..مفیده ...بارون از خداست و یک عالمه حرفای قشنگ درباره بارون زده ...
واقعا هم ذهنش فعاله و خیلی زود یاد میگیره یعنی برای یاد گرفتن کافیه یکبار چیزی رو ببینه ...
الان تقریبا نمازو خیلی قشنگ میخونه ..حمد و سوره و رکوع و سجود و تشهد و سلام نمازو و بعد هم ذکر با تسبیح بعد نماز .. جالبشم این که نمازشو با صدای بلند میخونه و از منم میخواد بلند بخونم! اونقدر قشنگ اخر سوره حمد(ولاالضالین)رو میکشه ....
امروز بعد اینکه حسابی همه جا رو زیرو کرده بود خودش بلند شد و همه جارو مرتب کرد و یه نبتونم کشید و وقتی من یه بالش اوردم تا دراز بکشم کلی غر زد که ماماننننننننن اخه من همش کار میکنم مرتب میکنم شما چرا بهم میریزی الان بابا میاد زشته اخه ... اخه من چقدر کار کنم....
خوبه ریحانه مامان من نیستا وگر نه کارم زار بود !!!!!!!!!!
کتاب
tinytalkرو براش خریدم چون یکی از اشناها که دبیر زبانه گفت حالا که مبینی استعدادشو داره لغتهای تک تک رو نشونش نده از این کتابا استفاده کنی بهتره ... حالا که فرصت نشده اما در حد:helo///how are you///im fine tankyou بلده البته با معنی و کاربردش ...امیدوارم که دخترم هر روز بیشتر و بیشتر به اموخته هاش اضافه بشه ..امیدوارم هر چیزی رو که یاد میگیره برای رسیدن به خدا ازش استفاده کنه ... امیدوارم همیشه همه بچه ها هر جایی هستن شاد باشن و سلامت و موفق ....
سلام
سلام
بازم سلام
مامانای مهربون و بچه های گل سلام ... حالتون که خوبه ان شاالله؟
میدونم توی نوشتن برای دخترم کاهل شدم ... میدونم ....
ولی سعی میکنم بعد از این بیشتر از دختر نازم بنویسم ....
ریحانه این روزا علاقه خیلی خیلی شدیدی به خاله شادونه پیدا کرده . جالبشم اینکه تمام مدت داره حرفا و حرکتهای خاله شادونه رو تکرار میکنه .... با چوب جادو و چتری که مثل خاله شادونست مدام حرفای اونو تکرار میکنه:
عزیزای دل خاله ..الوچه ها کلوچه ها........
خوبییییییییییییییییییییییییین؟خدا رو شکررررررررر
میخوام براتون پیامک بخونم.... میخوایم صدای یه الوچه رو بشنویمو .وووووووووو ...تمام حرکاتهای خاله
البته بگما که تاثیر این حرفا و کارا مثبتم بوده و چیزای خوبیم یاد گرفته....
توی ایام محرم براش از امام حسین گفتم و از رقیه .... اونروز اینجوری برای باباییش تعریفش میکرد...
بابا من و مامان رفتیم بیرون برای امام حسین عزاداری کردیم .... براش پرچم زده بودن ... امام حسینو شهیدش کردن دشمنای خدا ..ادمای بد .... امام یه دختر داشت اندازه من ..اونقدر گریه کرد برای باباباش واذیتش کردن که شهید شد.....
************
سوره توحید و کوثر رو با ترتیل یاد گرفته بخونه اگر بلد بودم و میتونستم حتما صداشو میذاشتم بشنوید .... اما نمیدونم چه علاقه اییه که به سوره های بزرگ قران داره سوره نبا ..چند ایه اولش ...واقع و یس رو هم همینطور.... فکر میکنم به خاطر اینه که این سوره ها رو من و همسرم هر روز میخونیم ....
امیدوارم قران خودش نگهدار و حافظ همه بچه ها باشه ....
**********
بازم الان جو خاله شادونه ای گرفتش و داره حرف میزنه .. قربونش برم ....
چند روزم رفتیم شهرستان خونه مامانی و بابایی و ریحانه با خاله هاش حسابی خوش بود و براشون تولد که گفتیم حسابی شیطونی کرد و کادوهای همه رو لو میداد ....خاله کوچیک ریحانه توی عید عازم سفر حج دانشجوییه به امید خدا و از قرار معلوم ریحانه جانم تصمیم داره بره باهاش!!!!!! اخه قبل از اینکه قرعه کشی انجام بشه مدام میگفت خاله ساکتو ببند برا مکه منم باهات میام ....
کم کم دارم به حس برتر دخترم ایمان میارم ... اونهمه دعا و نماز شب و قران خوندا موقع بارداری داره خودشو نشون میده
خدایا ..خدای خوب و مهربون ...شکر شکر شکر .... هر چند بارم سجده کنم و شکر به جا بیارم کمه ..برای اینهمه محبتت ..برای این نشونه بزرگیت که به ما هدیه دادی .....
اونقدر سرم شلوغ بود و کار داشتم نتونستم تو اون روزا از ریحان عکسی بگیرم فقط یه عکس توی فروگاه موقع بدرقه

ببخشید که نتونستیم سر بزنیم و ازتون به خاطر تبریکاتون تشکر کنیم.....
سفرمون هنوزم ادامه تا تا مامانی و باباییی ریحانه از حج برگردند ان شاالله.... سه شنبه آینده برمیگردن و احتمالا یه هفته بعدش میتونیم بازم براتون بنویسم ..... دوستتون داریم


خوبین .. نی نی های گلتون خوبن ان شاالله ....
قبل از هر حرفی تولد حضرت معصومه سلام الله علیها و روز دختر رو تبریک میگم ... به همه دخترای ناز و مهربونو پدر و مادراشون ...
توی هفته اخیر رفتیم شهرستان خونه مامانی و بابایی ... و البته به ریحانه جونم حسابی خوش گذشت ... حسابی هم شیطونی و شیرین زبونی کرد و دختر خوبی هم بود به موقع میخوابید ...![]()
حسابی هم با بابایی میرفتن ماشین سواری و گردش ...
ریحانه هر وقتم خونه ایم و باباش از اداره میاد میره جلو میگه بابااااااااااااا هیچی تو خونه نداریماا بریم خرید ...
حالا وقتی ما نبودیم و با خاله تنها بود بابایی اومده خونه میگه: بابایی هیچی ندارید خالم گرسنستتتتتتت
(طفلی خاله) خلاصه که بابایی مبره براش خوارکی میخره تا شب هم این حرف ریحانو تکرار میکردن![]()
![]()
بابایی میگه :ریحانه میخوای ببرمتون کرمانشاه؟ آره بریم ..بخوام(میخوام) برم خونه خودمون ... اخه بابا هم تنهاست ...
ریحانه توی افعال به جای می (ب با کسره) به کار میبره ..خیلی بامزه میگه :بخوام.. بخورم...بیام...![]()
خاله جونش یه بلوز تازه خریده بود ما هم داشتیم نگاش میکردم ریحانه اومد تاش زد و گفت مبارکت باشه ایشالا باهاش بری مکه .. برو بذار تو ساک مکه ات
(میدونم دعاش مستجاب میشه)
دایی کوچولو داشت اذیتش میکرد و سر به سرش میذاشت .. با یه حالت خاصی میگه:داییییییی من دوست دارما ... مگه تو منو دوست نداری؟دایی:دوست دارم... خب اذیت نکن چرا منو میزنی ![]()
![]()
راستی ریحان جونم چند تا شعر جدید یاد گرفته قرانم سوره حمدو تقریبا حفظ شده ...
دوستت دارم دخمل مامان![]()
دل نوشته برای دخترمون:
دختر ناز و مهربون ما ...حالا که بزرگتر و خانوم تر شدی ..حالا که داری ۳ ساله میشی.... حالا که با این سن کمت اینهمه به خدا نزدیکی برای ما هم دعا کن ...
ما هم برای عاقبت به خیری تو دعا میکنیم .... حضرت معصومه سلام الله علیها دختر امام هفتم و خواهر امام هشتم امام رضا علیه السلام هستن .... دختری مومن و بزرگوار که میتونه الگوی خوبی برای تو در آینده باشه ... از خدای بزرگ میخواییم که تو رو درپناه خودش و ۱۴ معصوم سالم و صالح نگه داره ...
نازنین دخترم !
از خدا میخواییم همه همه لحظه های ناب زندگیت سرشار از عشق و ایمان واقعی باشه ... میدونم که وقتی بزرگ شی این نوشته ها رو بهتر میفهمی ... پس ازت میخوام که هیچ وقت توکلت رو به خدا از دست ندی و حتی توی سخت ترین شرایط هم یادت باشه ... خدای بزرگی که تو رو تا این مرحله زندگیت رسونده همیشه یاور توهست ...
هرگز ناامید نباش .... همونطوری که تو روزهای سخت ماههای اول تولد تو همون روزهای تلخ که تصورشم برام ملال آوره خداوند بود که کمک کرد و تو رو از نو به ما بخشید ...
دلم میخواد دخترم در آینده هم مثل همین روزها باعث افتخارمون باشه و وقتی توی چشماش نگاه کنم از عشق لبریز شم و معنی واقعی معصومیت رو تو چشماش ببینم ...
مراقب این موهبت باش ... مراقب گوهر وجودت باش .... مراقب همه داشته های خوبت باش و همیشه شاکر خدای بزرگ باش ...
ما هم همیشه خدا رو شکر میکنیم به خاطر وجود تو در زندگیمون که تو باعث رحمت و برکت هستی ...
دوستت داریم گل خوشبوی زندگی ما![]()
![]()
روزت مبارککککککککک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()