سلام دوستای خوبمون ...اگر خدا بخواد فردا ساعت ۸ صبح عازم مشهد مقدس هستیم .. این اولین سفر ریحانه جون به مشهده![]()
![]()
خدانگهدارتون .......
اول اینکه ریحانه جونم توی پروژه کاملا موفق بوده ....
بعدم اگر خدا کمک کنه داریم میریم مشهد و این اولین سفر ریحانه به مشهده ![]()
دخترم کلی شعر یاد گرفته و البته دو تا سوره توحید و کوثر رو از حفظ شده هر چند شیطونی میکنه و برای کسی جز خودم نمیخونه .....
اینروزا پسر عمه کوچولوی ریحانه بدنیا اومده و اسمشم محمد جواده .... ریحانه خیلی دوسش داره و مدام میگه بریم خونه عمه ....
وقتی اولین بار دیدش چیزی نگفت اما موقع برگشت به خونه گفت مامانننننننننننن دیدی چگده کوچولوه مثل خودم که نی نی بودم!!!!!!!!!!!!!!!
قربونت برم که یادته نی نی بودی کوچولو بودی![]()
تا میخوام یه عکس ازش بگیرم میگه برای ولباگم(وبلاگ) میخواییییییی
خلاصه که حسابی سرگرمیم با این کوچولوی درسخون که مدام کتاب دستشه و میگه ساکت من درس دارم ....
دعا کنید بچم امسال کنکور قبول شه ![]()
هر وقت که بریم بیرون به جای اینکه خوراکی یا اسباب بازی بخواد فقط میگه کتاب میخوام ...خدا کنه همیشه اینقدر علاقمند باشه ....
این لباسشو که برا تولدش بود اورد و گفت میخوام لباس عروسیمو بپوشم ازم عکش بگیر ...هر چند از بس وول میخورد عکسش خوب نشد
اینم یه عکس از محمد جواد کوچولو روز ۶ اردیبهشت چند ساعت بعد از تولدش
![]()
دخترم ورزشکارم هست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!