این یعنی واقعا خانوم شدی .. از حرفات از نگات میفهمم، از اینکه تو هم مثل ما توی جمع کردن اثاثیه کمک میکنی....از اینکه با شادی ما شادی و دلت نمیخواد ما ناراحت باشیم ....
دوستت دارم گل خوشبوی من !![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

odes بابت اینهمه تاخیر ببخشید ... الان یک هفته ای میشه که برگشتیم و من به خاطر سرماخوردگی ریحانه نتونستم وبلاگو اپ کنم .. چند روزیم هست که سرعت اینترنت پایینه و نشده عکس اپلود کنم ....
و اما سفر:
صبح روزجمعه ۲۷ اردیبهشت ساعت ۸ برای مشهد بلیط داشتیم . خدا رو شکر سفر خوبی بود و ریحانم اروم بود و همش میگفت میخواییم بریم مشهد امام رضا .... نماز جمعه رو توی حرم خوندیم و ریحانم تمام نمازو خوند .... انگاری خودش میدونست کجاست و خیلی دختر خوبی بود .... ![]()
روزای دیگم حرم بردمش اما چون شلوغ بود نزدیک ضریح نبردمش .... اما مدادم برا خودش دعا میخوند و درا رو میبوسید ... هر کی که زنگ میزد ریحانه فوری میگفت رفتیم زیارت امام رضا(علیه االسلام) .... خیلی بزرگ و خوشگله ....
یه شب که توی حیاط حرم بودیم یکی از خادما از اینکه ریحانه مقنعه سرش بود خیلی خوشش اومد و یه شکلات تبرکی داد بهش و ریحانم بینهایت خوشحال شد....
توی موزه حرم که رفتیم یه بخشی بود که بچه ها نقاشی میکشیدن اونجا ریحانه یه کمی بد خلقی کرد و نمیذاشت کسی از مداداش استفاده کنه و برای همینم زیاد نموندیم .....
مدام از این زیارتنامه ها دستش بود و میخوند و مثلا با صدای بلند گریه میکرد .... میدونم که دعای تو مستجاب میشه عزیزم !
موقع خداحافظی توی حرم گفتم ریحانه خداحافظی کن با امام ..دستاشو تکون و داد و گفت: خداحافظ امام رضا ....
وقتی برگشتیم شهرستانم رفتیم و انجا همه مشتاق دیدن ریحانه بودن ....
خالش گفت ریحانه برا من دعا کردی؟
ریحانه: نهههههههههههههه یادم رفت ....
دو دقیقه بعد : نه خاله ناراحت نشو برات دعا کردم ....
خاله: ریحانه حرم چجوری بود؟
- خوب بود بزرگ بود ..... مثل مسجد بود ......
-ریحانه امام رضا چطوری بود؟
- نمیدونم ..... من که ندیدمش ،حرفم نمیزد.....
جاهای دیگه مشهدو نرفتیم و فقط یه روز کوه سنگی رفتیم که طبق معمول ریحانه بازم کتاب خرید ....
یکی از کتاباش در باره امام رضا بود و به قول خودش آبو(آهو) داره ... اینم یکی از شعراش:
چه نوری.....چه رنگی
چه صحن....قشنگی!
چه عطر و گلابی!
چه موج و چه آبی...
چه صحن تمیزی!...
غریب و عزیزی....
تو پاکی تو نوری
نه پنهان،نه دوری
تو مهر و صفایی
امامِ رضـــــــــــــــــــــــــــــــایی(علیه السلام)
امیدوارم که این زیارت نصیب همه بشه .....آمین!
راستی ریحانم مثل مامانش اولین بار توی دو نیم سالگی مشهد رفت ....
زیارتت قبول ریحانه جان!
ریحانه جون .... و شکلات تبرکی!
*******************
ریحانه توی هتل!
ریحانه ساعت ۵/۵ صبح خوابالوی خوابالو!!!!!!!!!!!!!!!!
پ ن: پارمیدا جون وبلاگتون برامون باز نمیشه .... دلم براتون تنگ شده !