تبليغاتX
Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers امیدم ریحانه
برای دخترم که عشق اسمانی من و باباییه
سلام
  قبل از هر چیزی اعیاد گذشته شعبانیه رو بهتون تبریک میگم و همین طور عید قشنگ نیمه شعبان که چیزی تا اومدنش نمونده !
  امروز 22 مرداد ریحانه قشنگم 33 ماهه شد و فقط و فقط سه ماه تا پایان سه سالگیش باقی مونده ....
  تازگیا ریحانه شیرین زبونم اتفاقای گذشته رو خیلی خوب و کامل به یاد میاره و برامون تعریف میکنه ....
 مامان یادته دیشب(هته پیش)  گفتی بخواب من گفتم نمیخوابم ... بعد پویا شروع شد من نگاهش کردی ولی تو ناراحت شدی ؟یادته؟
  بابا یادته اونروز اومدیم پارک .. پسر خاله اومد با هم نشستیم ..ولی مامان نیومده بود؟
   مامانی ...یادته اون شبا برق رفت ..بعد لامپمون خراب شد ...عمه فاطمه هم اینجا بود؟ یاته؟
   یادته من با با یی رفتم بیرون برام بستنی خرید .. بابای خودم خونه نبود تو هم نیومدی؟
و خلاصه اتفاقا رو بی کم و کاست تعریف میکنه ...
  هفته پیش که شهرستان بودیم یهو خواهرم اومده میگه بدو بیا ریحانه بغض کرده داره گریه میکنه میگم برای چی؟؟؟؟؟ میگه عروسکش(بچش) مریضه داره غصه میخوره !!!!!!!!!!!!
 هر چیم میگیم بهش دارو بده میگه اخه حرف به گوشم نمیدههههههههه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
  راستی  خونه پدر بزرگ ریحانه داره میاد کرمانشاه به زودی(ان شاالله) امیدوارم که اومدنشون برای ریحانه خوب باشه مخصوصا که ریحانه عمه ها و بابابزرگ و مادربزرگشو دوست داره .....
برای دخترم: دختر نازنین و مهربون من میدونم گاهی فرصت ندارم که مامان خوبی برات باشم اما مطمئن باش همه تلاش من و بابایی فقط و فقط به خاطر اسایش و راحتی تو هست ... دلم میخواد همیشه شاد باشی و همیشه سلامت ... دلم میخواد همیشه همیشه شاهد موفقیتهای تو باشم ..ان شاالله ....

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 18:46  توسط مامان ریحانه   | 

سللللللاااااااااااااااااااااااااااااااممممممممممممممممممممممممم
 اینم یه سلام به اندازه تمام غیبتهامون .. موجه شد حالا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ببخشید دیگه اینترنت کمی مشکل پیدا کرده و البته شیطونیای ریحانه خانومم زیاد شده!!!!!!!!!!!!!
 حالا تقریبا بازیاش شکل خاصی داره و یه مدلشم معلم بازیه!!!!!!!!!!!!!
بدون اینکه از کسی یاد گرفته باشه !
ریحانه یه معلمه سر کلاس با یه میز و صندلی کوچولو و خودکار و دفتری که روی میزه:
-خب ....بسم الله الرحان الرحیممممممممم....به نام خدااااااااااااااااا! بچه ها میخوام درس بدم برید ساکت بشینینننننننننننننن .... ااااااااااااا مگه با شما نیستم برید بشینید دیگههههههههههههههه.....
اینم از شغل اینده ی دخترم!
جدیدا سوالای عجیب زیاد می پرسه ..مثلا چند وقت پیش توی شب به آسمون نگاه کرد و گفت :مامان خورشید نیست؟-نه مامان رفته
_کجا رفته؟
- خب رفته یه جای دیگه ... پشت کوه ...
و امشب موقع خواب :
- مامان خورشید رفته که خستگیش در بیاد که حالا تاریکه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
- آره مامان
-پس فردا که بیاد هوا روشن میشه خستگیش در اومدهههههههههه؟؟؟؟؟؟
- بله دیگه ...
خانوم خانوما توی انجام کارا به من کمک میکنه و بعدم با ذوق میگه مامانییییییییییییییییییییی من کمکت کردم تا خسته نشی !!!!!!!!!!...
هر چند گاهی با شیطونیاش عصبیم میکنه ولی لذتی که توی لحظه های با ریحانه بودنه رو با هیچ حسی عوض نمیکنم .... هیچ وقت!!!!!!!!!!!!!!!!!
هنوز چند تا کلمه رو اشتباه میگه و البته خنده دار! کابلاس(کالباس)ابس(اسب)...و..... که درست یادم نیست ... پس تا وقتی یادم بیاد خدانگهدار....
Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 0:59  توسط مامان ریحانه   |